الشيخ أبو الفتوح الرازي

78

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( وَلا مَخْمَصَةٌ ) * ، و نه گرسنگى ، و اصل اين كلمه من ضمور البطن باشد ، يقال : رجل خميص البطن و امرأة خمصانة . * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ، اى فى جهاد الاعداء و قتال المشركين ، در راه خداى كه غزات است و جهاد با مشركان . * ( وَلا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً ) * ، و پاى بر هيچ جاى ننهد و هيچ قدمى بر ندارد كه در آن كافران را غيظى و خشمى باشد . * ( وَلا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا ) * ، و از دشمنان هيچ اصابتى نكند از قتلى و جراحتى ( 1 ) و آنچه ايشان رنجور شوند و دلتنگ از غارت و سبى و مالى و جز آن . * ( إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ ) * ، الَّا و ايشان را به آن ، عمل صالح بنويسند ، حق تعالى اين آيت بر سبيل ترغيب فرمود مؤمنان را بر جهاد ، و باز نمود كه : هيچ حالتى از حالات و نه خطوتى از خطوات و هيچ رنجى و اندك و بسيار به ايشان نرسد ، و الَّا ايشان را به آن حسنتى بنويسند ، و خداى - جلّ جلاله - از عدل او آن است كه : رنج نكوكاران ضايع نكند ( 2 ) . و اين آيت ، از جملهء آن آيات است كه ، دليل مىكند بر عدل خداى تعالى ، و آن كه عمل هيچ عامل به اندك و بسيار بر او فرو نشود . مفسّران در حكم آيت خلاف كردند ، قتاده گفت : اين حكم خاصّ است به رسول - عليه السّلام . چون او به نفس خود به جهاد رفتى ، هيچ كس را از مسلمانان نبودى كه از او تخلَّف كردى ، امّا آنان كه از بعد او بودند از ائمّه ، واجب نيست بر جملهء مسلمانان كه با ايشان مساعدت كنند ، و اين موافق مذهب ماست در آن كه جهاد فرض بر كفايت است ، چون جماعتى كه با ايشان غنا و كفاف باشد ، به آن قيام كنند از باقى بيفتد ( 3 ) . و او زاعى گفت و عبد اللَّه بن المبارك و الفزارىّ و الشّعبىّ ( 4 ) و ابو جابر و سعد بن عبد العزيز ، گفتند : آيت عامّ است جملهء امّت را اول و آخر ايشان را . ابن زيد گفت : اين آنگاه بود كه در مسلمانان قلَّتى بود ، فامّا چون مسلمانان بسيار شدند آيت منسوخ شد بقوله تعالى : * ( وَما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ) * ( 5 ) - الاية ، و اين قول

--> ( 1 ) . اساس : جراحى ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : ضايع نگزارد . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بيوفتد . ( 4 ) . اساس : و السعى ، آج ، لب : الشيعيى ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 5 ) . سوره توبه ( 9 ) آيهء 122 .